به کوه گفتم عشق چیست؟
لرزید
به ابر گفتم عشق چیست؟
بارید
به باد گفتم عشق چیست؟
وزید
به پروانه گفتم عشق چیست؟
نالید
به گل گفتم عشق چیست؟
پرپرشد
به انسان گفتم عشق چیست؟
اشک از دیدگانش جاری شد
دیوانگی است !! !! و گفت :
وبلاگ وايستا باهم بريم يم وبلاگي براي عكس ومطلب تازه
به کوه گفتم عشق چیست؟
لرزید
به ابر گفتم عشق چیست؟
بارید
به باد گفتم عشق چیست؟
وزید
به پروانه گفتم عشق چیست؟
نالید
به گل گفتم عشق چیست؟
پرپرشد
به انسان گفتم عشق چیست؟
اشک از دیدگانش جاری شد
دیوانگی است !! !! و گفت :
نظرت برای همه مهمه . . .
خرییت یا عشق ؟ !! ؟ ؟؟؟؟ !! ؟

من که گفتم اين بهار افسردني است
من که گفتم اين پرستو مردني است
ღ
من که گفتم اي دل بي بند و بار
عشق يعني رنج ، يعني انتظار
ღ
آه عجب کاري به دستم داد دل
هم شکست و هم شکستم داد دل
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است .
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است.
در آن کوهی وجود داشت بنام دوستی
از آن کوهرودی جاری میشد بنام محبت
این رود به مردابی میریخت بنام جدایی
پس نفرین عالم بر این جدایی که غرور مرا درک نمیکند
ولی افسوس که نمی دانم به کجا ها میرویم
ماهمه در این سیل خروشان
تنها و بی یار می رویم
رفتن به از ماندن
ولی کجا برویم